امروز :
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 5 اردیبهشت 1391

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

چشمهایم که شکفت، آفتابم رفت،من آمدم وکلّ خوبیها رفت،ابرها گریانند ،آسمان نالان است.

 می وزد باد سیاه ،کوه غم خسته دل است ،شیرغرّان خاموش ،بوی غم می آید، مادرم گریان است، پرو بالی بسته، سردی عاطفه را می بینی، چشمها خیره سرند، قلب ها غرق گناه، همگی خاموشند .

چشمهایم که شکفت، روی نیلی را دید، جای سیلی را دید، بچه ها می ترسند، موج در جوش وخروش، آستین ها به دهان، صحبت نامردیست بغض عالم یک سو، غم او سوی دگر .

کودکی آمده است کودکی دیگر رفت، قطره ای آمده است کلّ دریاها رفت، مادرش غمگین است پشت در بنشسته عرق شرم به در، پهلویش بشکسته.

 




طبقه بندی: دل نوشته ها، 
نوشته مهدی فرهادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : جمعه 1 اردیبهشت 1391


 

                                                      بسم الله الرحمن الرحیم

سلام بر اردیبهشت، ماه استادعشق ورزی ها ،ماه گشوده شدن چشمهایم به سرای هستی، ماه نگارم، شعله ی وجودم وآرام بخش دریای بیکرانه ام حمید.

باز رایحه ی وصال را می شنوم رایحه ی با تو بودن، رایحه ای که سبق از عطر بهشت می برد، نوازش رد پای اشک را بر گونه هایم احساس می کنم.محبوبا! هر یک از این روزها برای فشردگی قلبم کافیست، طنین آن صحرای وجودم را پر کرده،درد شانه هایم روز به روز فزونی میگیرد لرزش دستانم موج ساحلم شده، خدایا! چه حس آشنائی، چقدرزیباودوست داشتنیست، روحم از کالبدم بیگانه است سنگینیش آزارم میدهد ،دنیاحقارتش را به رخ می کشاند ، پستی آن از آب بینی بز هم ملموس تر است ،می شود ماه وصالم باشد؟اختیار از کف بیرون شده به خود که می آید بر بالین حمید به نظاره نشسته فرصت دوباره ایست، حس عجیبی، غربتی در دل قربت.

 ای آموزگار قلبها ! ای مطهر نفوس ،ای کیمیای وجود!همه تو را به اندیشه میشناسند من با اوج احساس ، جاذبه ودافعه ی تو شد آتش وجودم دریچه ی آشنائیم، یاریم کن،یاریم کن زیبائیهای نگاهت را بشناسم آن را درک کنم ،استادم! آتشفشان قلبم را درمانی است ؟تلاطم روحم را قراری است؟ جز وصال راه دیگری مانده؟ نفسهایم به شماره افتاده بغض گلویم را می فشارد روحم شوق پرواز دارد، رهائی تنها آرزوی من شده، ای کاش آسمان از پس خاکم بر آید.آه

ای آه!ای رفیق تنهائی!تسکین سوزش سینه ام، درد شانه هایم ،بی قراریم ،همه وهمه را مدیون توهستم اگر تو نبودی، خنجر عشق سینه ام را می شکافت، قلبم را پاره پاره میکرد با من بمان، تا وصال راهی نمانده تلاطم امواج دیدنیست، ای کاش آفتابم بر زمینم چیره گردد.




طبقه بندی: دل نوشته ها، 
نوشته مهدی فرهادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 17 فروردین 1391

بسم الله الرحمن الرحیم

سلام برعلمدار کوچه ها ، سلام براولین فدائی راه ولایت، سلام براسوه مردان وزنان جهانیان. مادرم! چه زیبا سوختن گرد شمع وجودت علی را به معرض تماشا قرار دادی ،چه زیبا با عَلَم اشک به حمایت از مولایت بر خواستی تا جائی که نامردمان مدینه گفتند یا شب گریه کن یا روز اما پرچم برافراشته اشک تو فریاد مظلومیت علی را به گوش جهانیان رسانید. مادرم فاطمه! درد مصیبت  تو به مراتب برایم بالاتر از هردرد دیگریست حتی  کربلا .

خدایا توفیق علمداری وفدا شدن در مسیر ولایت را نصیب مابگردان.




طبقه بندی: دل نوشته ها، 
نوشته مهدی فرهادی
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 8 فروردین 1391

                                                                                    

 بسم الله الرحمن الرحیم

امسال را رهبری سال تولید ملی  نامیدند انشاءلله این وبلاگ بتونه در راستای اهداف رهبری  در جهت تولید تفکر اسلامی با توجه به نیازهاومسائل روز گامهای استواری رابرداره.انشاءلله امسال سال ظهور آقامون باشه، خدائیش خستمون شد، از فراق یار،ازغم جدائی ،از تنهائی، خدایا آقامون برسون.

 

غم زمانه خورم یا فراق یار کشم                              

 

به طاقتی که ندارم کدام بار کشم

نه قوتی که توانم کناره جستن از او

 

نه قدرتی که به شوخیش در کنار کشم

نه دست صبر که در آستین عقل برم

 

نه پای عقل که در دامن قرار کشم

ز دوستان به جفا سیرگشت مردی نیست

 

جفای دوست زنم گر نه مردوار کشم

چو می‌توان به صبوری کشید جور عدو

 

چرا صبور نباشم که جور یار کشم

شراب خورده ساقی ز جامِ صافیِ وصل

 

ضرورتست که درد سر خمار کشم

گلی چو روی تو گر در چمن به دست آید

 

کمینه دیده سعدیش پیش خار کشم




طبقه بندی: دل نوشته ها، 
نوشته مهدی فرهادی
آرشیو مطالب
امکانات جانبی


Online User