امروز :
بازدید : مرتبه
تاریخ : پنجشنبه 6 تیر 1392

مرحوم آیت الله سید محمدباقر مجتهد سیستانی (ره) پدر آیت الله سید علی سیستانی تصمیم می گیرد برای تشرّف به محضر امام زمان (عج) چهل جمعه در مساجد شهر مشهد زیارت عاشورا بخواند. در یکی از جمعه های آخر، نوری را از خانه ای نزدیک به مسجد مشاهده می کند. به سوی خانه می رود می بیند حضرت ولی عصر امام زمان (ع) در یکی از اتاق های آن خانه تشریف دارند و در میان اتاق جنازه ای قرار دارد که پارچه ای سفید روی آن کشیده شده است. ایشان می گوید هنگامی که وارد شدن اشک می ریختم سلام کردم، حضرت به من فرمود: «چرا اینگونه به دنبال من می گردی و این رنج ها را متحمّل می شوی؟! مثل این باشید- اشاره به آن جنازه کردند- تا من بدنبال شما بیایم!

بعد فرمودند: «این بانویی است که در دوره کشف حجاب- در زمان رضا خان پهلوی- هفت سال از خانه بیرون نیامد تا چشم نامحرم به او نیفتد.»

درزمانی که حجاب غیر قانونی بود برخی این چنین انواع سختی ها را به جان می خریدند وسالها خود را در خانه حبس می کردند تا دل مولایشان را شاد کنند اما امروز که حجاب قانون است بسیاری از افراد انواع سختی ها را به جان می خرند ،انواع پولها را خرج می کنند و خود را به هزاران قلم آرایش می کنند تاباهر سختی که شده خود را به فضای جامعه برسانندو جلوه گری کنند ، آیا نمی دانند که با این کاردل مولایشان را می شکنند!!!شاید امام زمان آهی بکشند وآرام آرام از گوشه ی چشمشان قطرات اشک جاری شود وزیر لب زمزمه کنند:

هر کس به طریقی دل ما می شکند              بیگانه جدا دوست جدا می شکند

بیگانه اگر می شکند حرفی نیست              من در عجبم دوست چرا می شکند

 

 

 




طبقه بندی: سیره علما، 
نوشته مهدی فرهادی
آرشیو مطالب
امکانات جانبی


Online User