امروز :
بازدید : مرتبه
تاریخ : سه شنبه 5 اردیبهشت 1391

                                         بسم الله الرحمن الرحیم

چشمهایم که شکفت، آفتابم رفت،من آمدم وکلّ خوبیها رفت،ابرها گریانند ،آسمان نالان است.

 می وزد باد سیاه ،کوه غم خسته دل است ،شیرغرّان خاموش ،بوی غم می آید، مادرم گریان است، پرو بالی بسته، سردی عاطفه را می بینی، چشمها خیره سرند، قلب ها غرق گناه، همگی خاموشند .

چشمهایم که شکفت، روی نیلی را دید، جای سیلی را دید، بچه ها می ترسند، موج در جوش وخروش، آستین ها به دهان، صحبت نامردیست بغض عالم یک سو، غم او سوی دگر .

کودکی آمده است کودکی دیگر رفت، قطره ای آمده است کلّ دریاها رفت، مادرش غمگین است پشت در بنشسته عرق شرم به در، پهلویش بشکسته.

 




طبقه بندی: دل نوشته ها، 
نوشته مهدی فرهادی
آرشیو مطالب
امکانات جانبی


Online User